مصدق ملی شدن صنعت نفت

ملی شدن صنعت نفت ایران

ملی شدن صنعت نفت، جدا از آن که توانست رویارویی تندی با بریتانیا را به نفع توانمندی ملی ایران به پایان برساند، فرصتی را به وجود آورد که همچنان می تواند یک شناسه برای تغییر، تحول و افزایش ارزش افزوده توان اقتصادی کشور باشد.

هر سال که اسفندماه به روزهای پایانی نزدیک می شود، تحلیل های متعددی درباره ملی شدن صنعت نفت ایران و تلاش چهره های ماندگار که توانستند نماد کهنه استعمار را در میدانهای نفتی ایران به زیر بکشند، منتشر می شود.

به طور حتم موفقیت طرح ملی شدن نفت به عنوان، گسترده ترین کالای عمومی و بزرگترین منبع تولید درآمد ملی ایران، می تواند یک غرور برای تاریخ ایران باشد، اما واقعیت آن است که ماجرای ملی شدن صنعت نفت، جدا از آن که توانست یک رویارویی تند با بریتانیا را به نفع توانمندی ملی ایران به پایان برساند، فرصتی را به وجود آورد که همچنان می تواند یک شناسه برای تغییر، تحول و افزایش ارزش افزوده توان اقتصادی کشور باشد.

می توان این حرکت تحلیل را این گونه نیز تببین کرد که در ٢٩ اسفند ماه سال ١٣٢٩ شمسی، نفت در نگاه نخست ملی شد، اما در ماهیت این اتفاق، قرار بود که این کالا دیگر کاتالیزوری برای تغذیه مصرف عمومی نباشد، بلکه تبدیل به محرکی شود که حضور و فعالیتش، مولد گرایی و توسعه صنعتی را تقویت کند. این چشم انداز، بنیان اندیشه افرادی را تشکیل می داد که نزاعی دیپلماتیک را برای بازگرداندن ثروت عمومی ایران به فهرست داراییهای کشور آغاز کردند.

بازگشت به ٢٩ اسفند و کنکاش در چگونگی ملی شدن صنعت نفت و چرایی این اتفاق باید بر مدار این واقعیت و سرانجام آن، صورت گیرد. امروز که بیش از ٦٠ سال از روزهای ملی شدن صنعت نفت می گذرد، بیراه نیست اگر بگوییم که بر خلاف آنچه برخی منتقدان مطرح می کنند، ملی شدن صنعت نفت هدفی جز تعامل و ارتباطی عقلانی با دنیای آن روز نداشت.

محمد مصدق، حقوق بین الملل را در کرسیهای دانشگاهی سوییس آموخته بود، پاشنه آشیل حریف خود را در  مبارزه اش بر مبنای رویارویی با حریف در محافل جهانی قرار داد. البته رسیدن به هدفی که ایران آن روز در آروزی آن بود، مستلزم رویارویی سخت با بریتانیا و دیگر کشورهای تاثیرگذار آن روز بود ولی دولت ایران به خوبی می دانست که این رویارویی با کشورهای بزرگ جهان را باید از طریق دادگاههای بین المللی به سرانجام برسانند زیرا سرانجام چاره ای جز همزیستی دیپلماتیک با جهان وجود ندارد.

مصدق و همراهانش مرز میان استقلال طلبی و عقلانیتی بودند که سخن گفتن با جهان را در راس برنامه های خود قرار می دهد. آنها با همه وجود در مقابل زیاده خواهی می ایستادند و از سوی دیگر باز هم با تمام وجود مدرنیزاسیون سیاسی و مطابق با استانداردهای دوران خود را تبلیغ می کردند. به طور طبیعی نفت، کالای راهبردی آن روزگار بهترین پدیده برای شکل دادن به این کنش ها و واکنش ها بود …

فضای امروز می تواند تجربه های ارزشمندی را از تاریخ ٦٠ سال گذشته شکار کند. نفت در دوران ما باز هم یکی از جریان سازترین کالاهای راهبردی و دیپلماتیک محسوب می شود و مدیران کنونی در حوزه نفت با قرار گرفتن در ادامه روند تسهیل شرایط دیپلماتیک دولت یازدهم، به سمتی می روند که نفت ایران، دوباره زبانی جهانی داشته باشد تا در آینده نزدیک توسعه صنعتی به شکلی مولد از طلای سیاه تغذیه شود. باید صبر کرد. فردا به طور حتم پیامهای خوبی به همراه خواهد داشت.

اکبر نعمت الهی – مدیرکل روابط عمومی وزارت نفت

منبع : شانا


TAG